شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۸ ,25 January 2020
0
Share/Save/Bookmark
۰
وقتی به خود آمدم که همه چیز را از دست داده بودم حتی شغلم را؛ آن دختری که دلباخته اش شده بودم برای اینکه من را تحت کنترل خود داشته باشد به کشیدن هروئین وادارم کرد.
به گزارش عصرهامون، دردی دارد لذت بخش که اگر به دامش گرفتار شدی راهی برای فرار و رهایی باقی نمی گذارد؛ وقتی به خود می آیی که دیگر خیلی دیر شده و همه چیزت را از دست داده ای؛ خانواده، آبرو، شغل از همه مهم تر جوانی و زندگی را؛ حالا با گرفتار شدن در این بلای خانمان سوز (اعتیاد) فقط در هپروت سیر می کنی و تنها چیزی که برایت مهم می شود مصرف و تزریق مواد است تا درد استخوانی که تا آخر عمر در وجودت احساس می کنی را با آن مداوا کنی. مداوایی از جنس پوسیدن، پوکیدن و در نهایت مردن.
علیرضا مرد چهارشانه و بلند قامت 42 ساله کرمانی که علی رغم داشتن مدرک کاردانی فرهنگ و ادب اکنون در کوچه پس کوچه های حاشیه شهر زاهدان مشغول به سپری کردن روزهای سیاه زندگی خود به علت گرفتار شدن در دام اعتیاد است.
می گوید روزگاری برای خود کسی بود و همه از وی حساب می بردند تنها پسر خانواده ای که توانست در دانش سرای شهرستان ایرانشهر دوره های تحصیلی را بگذراند و به شغل معلمی روی بیاورد اما بخت با وی یار نبود و به خاطر عشق به دختر جوان در دام اعتیاد گرفتار شد.
به گذشته ها بر می گرد؛ می گوید 6 ماه اولی که معتاد شدم خانواده ام در جریان این قضیه نبودند وقتی به خود آمدم که همه چیز را از دست داده بودم حتی شغلم را؛ آن دختر برای اینکه من را تحت کنترل خود داشته باشد به کشیدن هروئین وادارم می کرد جوان بودم و واقعا دلباخته آن دختر توان مخالفت با او را در خود نمی دیدم دریغ از اینکه او برایم نقشه ها کشیده بود و پس از مدتی با یک فرد دیگر ازدواج کرد و رفت.
خانواده ام که به این موضوع پی بردند در ابتدا بسیار ناراحت بودند تمام تلاششان را برای رهایی از این بلای خانمان سوز که در زندگی من رخنه بسته بود کردند اما فایده ای نداشت؛ یک سال ترک کردم اما دوباره به خاطر کنایه و طعنه های اطرافیانم مجبور به مصرف شدم و از خانه بیرون آمدم.
روز و شب های زیادی در کوچه پس کوچه های این شهر به کارتن خوابی مشغول بودم تا اینکه به گرم خانه قرارگاه جوادالائمه سپاه در انتهای خیابان مجدیه آمدم و اکنون در اینجا روزهای خوشی سپری می کنم.
اگر نبود همت این بسیجیان قطعا تا حالا در یکی از مخروبه های این شهر از گرسنگی جان داده بودم اما اکنون علاوه بر زندگی در محیطی گرم حتی هر سه وعده شبانه روز هم غذای رایگان در اختیارمان قرار می دهند و از ما پذیرایی می کنند.
آهی سوزناک می کشد و ادامه می دهد: کاش به روزهای آغاز جوانی و خوشی ام بر می گشتم آن وقت هرگز در دامی که آن دختر شیاد در 15 سال گذشته برایم پهن کرده بود گرفتار نمی شدم تا از خانه و کاشانه ام دور باشم.
 
بسیاری از نهادها اقدامی دراین خصوص انجام ندادند
جهانتیغ فرمانده حوزه مقاومت بسیج مالک اشتر و مسئول گرم خانه سپاه ناحیه مقاومت زاهدان در حاشیه شهر زاهدان واقع در انتهای خیابان مجدیه گفت: در این مکان ۱۳۰ زن و مرد معتاد از نقاط مختلف شهر حضور دارند که با توجه به سردی هوا آمار آنها در برخی شب ها به بیش از ۱۶۰ نفر هم می رسد.
وی بیان کرد: این افراد به واسطه نیروهای خودجوش بسیجی در سه وعده غذایی تغذیه می شوند به گونه ای که هزینه چای آنها از هزینه شخصی بسیجیان حاضر در محل تامین می شود.
جهانتیغ با بیان اینکه این محل دو سال پیاپی سرپناهی برای معتادان و کارتن خواب ها در سطح شهر به ویژه نقاط حاشیه نشین بوده است، افزود: در این زمینه باید تمام ادارات پای کاربیایند نه اینکه برخی فقط عادت به قول دادن کرده و در واقع صحنه عمل را خالی بگذارند.
 
انتهای پیام/
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۱۰۰۹۷۳


ارسال