دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸ ,9 December 2019
0
Share/Save/Bookmark
۰
رئیس‌جمهوری آمریکا با تصمیم ناگهانی‌ خود مبنی بر خروج از شمال سوریه، چه‌بسا هدیه‌ای مسموم و مین‌‌گذاری شده به رئیس‌جمهوری ترکیه داده و او و کشورش را در دام بسیار خطرناکی انداخته که خروج از آن دشوار خواهد بود کاملا مانند در تله افتادن سعودی در یمن.
به گزارش عصرهامون و به نقل از تسنیم، «عبدالباری عطوان» تحلیلگر مطرح جهان عرب در سرمقاله روزنامه فرامنطقه‌ای «رای الیوم» نوشت: بسیاری «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهوری آمریکا را «احمق» و سیاست خارجی‌اش در منطقه خاورمیانه را «ناموفق» توصیف کرده‌اند، چنین تعریفی ممکن است درست باشد که جای هیچ بحثی در آن نیست، ولی تصمیم غیرمنتظره ترامپ برای خروج نیروهای آمریکایی (2 هزار نظامی) از شمال سوریه و مسخره توصیف کردن جنگ‌ها در این منطقه و نیز کنار گذاشتن همپیمانان کُردش «بازبینی استراتژیک»، اذعان به شکست و کاهش تلفاتی را نشان می‌دهد که تاکنون (آمریکا) نزدیک به 100 میلیارد دلار از طریق ورود به جنگ سوریه هزینه کرده است.
حمله پیش‌بینی شده ترکیه به شمال سوریه برای نابودی «نیروهای دموکراتیک سوریه»، که عمدتا کُرد هستند و در فهرست تروریسم ترکیه درج شده‌اند، برای تحقق برخی اهداف از جمله ایجاد منطقه امن در عمق 30 کیلومتری و طول 500 کیلومتری در خاک سوریه به بهانه اسکان 3.5 میلیون آواره سوری است که هم‌اکنون در ترکیه حضور دارند. این حمله ممکن است «قماری» بزرگ و «پر هزینه» توسط اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه باشد که به نتایج کاملا معکوسی منتهی می‌شود.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا با تصمیم ناگهانی‌ خود مبنی بر خروج از شمال سوریه، چه‌بسا هدیه‌ای مسموم و مین‌‌گذاری شده به رئیس‌جمهوری ترکیه داده و او و ارتش کشورش را در دام بسیار خطرناکی انداخته است که خروج از آن دشوار خواهد کاملا مانند در تله افتادن سعودی در یمن و در تله افتادن آمریکا در عراق و افغانستان. البته برخی اختلافات را در این خصوص مد نظر قرار می‌دهیم که ترامپ نمی‌تواند از اقدام رئیس‌جمهوری ترکیه به خرید سامانه‌های موشکی «اس 400» از روسیه و ترجیح دادن آن به سامانه آمریکایی رقیب یعنی «پاتریوت»، چشم‌پوشی کند.
خطرات، ترکیه را از چندین جبهه و همچنین طرف‌هایی احاطه خواهد کرد و از همان روز اول ورود نیروهای ترکیه این خطرات پیش‌بینی می‌شود که می‌تواند آنها را در موارد ذیل خلاصه کرد:
نخست: نیروهای مهاجم ترکیه خودشان را مقابل «نیروهای دموکراتیک سوریه»، که بسیار آموزش‌دیده، مسلح و با تجربه جنگی بالایی هستند، خواهند دید. ایالات متحده این نیروهای کُرد را در تجهیزات نظامی پیشرفته‌ای غرق کرده‌اند و کارشناسان آمریکایی بر آموزش عناصر این گروه با جدیدترین روش‌های نظامی طی سال‌های گذشته نظارت داشته‌اند ولی این گروه تجربیات رزمی خود را از طریق جنگ خونین و شدیدی، که با پشتیبانی آمریکا علیه داعش آغاز کرده و طی آن، موفق به بیرون راندن این گروه تروریستی از مقر اصلی خود یعنی شهر الرقه شدند، به دست آورده‌اند.
دوم: هزینه هنگفت اقتصادی و مالی، که این عملیات نظامی می‌تواند به دنبال داشته باشد و در ادامه، مدیریت مناطقی، که تحت سیطره ترکیه قرار خواهد گرفت و ارائه خدمات عمومی به صدها هزار و چه بسا میلیون‌ها آواره سوری در این منطقه- خواه شهروندان مقیم و خواه سوری‌هایی که ترکیه آنها را در منطقه اسکان خواهد داد-. رهبری ترکیه زمانی‌که با دولت آمریکا برای مشارکت در ایجاد این منطقه حائل به توافق رسید، برای تحمیل بخشی از این بار مالی به ایالات متحده برنامه‌ریزی می‌کرد، ولی این عقب‌نشینی آمریکا این بار مالی را بر دوش ترکیه قرار داد آن هم در شرایطی که اقتصاد ترکیه در بحرانِ چه بسا فزاینده‌ای به‌سر می‌برد، همان‌طور که سناتور «لیندسی گراهام» تهدیدهای خود مبنی بر اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه ترکیه از سوی کنگره را در صورت اتخاذ تصمیم چنین حمله‌ای، تکرار کرده است.
سوم: احتمال ورود ارتش سوریه به این میدان و مشارکت آن در درگیری‌های فعلی و یا بعدی با نیروهای «متجاوز» ترکیه. رهبری ترکیه پیشتر هشدار داد که در برابر اقدام ترکیه به نقض حاکمیت سوریه دست‌بسته نمی‌نشیند و با هر حمله‌ای مقابله خواهد کرد.
چهارم: اگر این حمله موفقیت‌آمیز باشد و نیروهای ترکیه بر منطقه هدف حمله کاملا سیطره یابند، دولت ترکیه مسئول بمب ساعتی، که از طریق حضور هزاران تروریست بازداشت‌شده داعش در زندان‌های کُردها منفجر می‌شود، است. دولت ترکیه چگونه با اینها تعامل خواهد کرد؟ آیا آنها را محاکمه و در ادامه حکم زندان علیه آنها صادر خواهد کرد؟ هزینه بازداشت آنها را چگونه متحمل خواهد شد؟ در کجا زندانی‌شان خواهد کرد؛ در شمال سوریه یا در خود ترکیه؟ به‌ویژه این‌که تمامی این داعشی‌های دربند، از جمله اروپایی‌ها، از بازگشت( به کشورشان) خودداری می‌کنند.
سکوت حاکم بر دو همپیمان سوری و روسی در برابر این نیات ترکیه از طریق حمله نظامی به شمال سوریه سوالات بسیاری را به‌وجود می‌آورد. آیا این سکوت دلیلی بر موافقت یا وجود «تفاهماتی» قبلی است که در اجلاس سه‌جانبه روسیه، ترکیه و ایران حاصل شده است یا این‌که دلیل این سکوت، تامل و در انتظار نشستن است؛ چرا که اردوغان پیشتر نیز بارها تهدید به چنین حمله‌ای کرده است ولی در لحظات آخر، از این تصمیم منصرف شده است.
سناریویی نیز وجود دارد که برخی محافل ترکیه آن را زمزمه می‌کنند و از «معامله‌ای» سخن می‌گویند که با نظارت روسیه در جریان اجلاس اخیر مسکو انجام شده است که مفاد آن به این شکل است چشم‌پوشی در برابر حمله ترکیه به شمال شرقی سوریه در مقابل چشم‌پوشی ترکیه از حمله برنامه‌ریزی شده سوریه و روسیه برای بازپس‌گیری کامل ادلب است؛ که چه بسا عناصر گروه‌های مسلح که کنترل این استان را در دست دارند، به کمربند امنیتی در شمال شرق فرات پناهنده شوند. ولی منابع سوری، که با آنها تماس گرفته شد، سناریوی مذکور را کاملا رد کرده و گفته‌اند که ارتش سوریه ادلب را بازپس‌ خواهد گرفت همانطور که با هرگونه اشغالگری ترکیه در هر وجب از خاک سوریه، چه در شمال غربی یا شمال شرقی، مقابله خواهد کرد و همانگونه که 85 درصد از خاک سوریه را تاکنون آزاد کرده است این استان را نیز آزاد خواهد کرد.
ترامپ نیروهای آمریکایی را از سوریه خارج کرد و کشورش را از این «جنگ بیهوده» بیرون کشید؛ اقدامی که یک ضربه سمّی جدیدی در پشت کُردهایی است که هرگز از ضربه‌های قبلی آمریکا درس نگرفته‌اند و چه بسا، این عقب‌نشینی مقدمه‌ای بر عقب‌نشینی کامل نظامی از سرتاسر این منطقه، چه از عراق، یا عربستان سعودی و یا کویت، و نیز تمامی پایگاه‌های آمریکایی در منطقه خلیج‌فارس باشد که در چارچوب اجرای وعده‌هایی است که ترامپ آنها در جریان کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری مطرح کرد.
زمانی‌که ترامپ مقر فرماندهی هوایی را از پایگاه «العدید» در قطر به خاک آمریکا منتقل می‌کند و ناو هواپیمابر و کشتی‌های جنگی کشورش را از منطقه خلیج‌فارس به اقیانوس هند عقب می‌راند و می‌گوید که هیچ‌گونه سرزنشی از سوی کُردها مبنی بر دست شستن آمریکا از آنها و تنها گذاشتن‌شان را قبول نمی‌کند، این امور نشان می‌دهد که این مرد تصمیم به رفتن گرفته است تا منطقه خاورمیانه را با جنگ‌های بیهوده‌اش ترک کند.
دست کشیدن ترامپ با این سرعت و سهولت از همپیمانان کُردش بایستی «فال بدی» بر همپیمانان عربش در عربستان سعودی و تمام منطقه خلیج‌فارس باشد که بر حمایت آمریکا امید بسته‌اند. خنجرهای مسموم ترامپ برای فرو رفتن در پشت و سینه آماده است، این موضوع، موضوع اولویت‌ها و زمان‌بندی‌هاست.
انتهای پیام/
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۱۱۶۵۰۵


ارسال