پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۸ ,21 November 2019
0
Share/Save/Bookmark
۰
تاریخ انتشار : جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۰۰
در گفت و گو با همسر شهید توکلی عنوان شد؛
محراب خونین هدیه تروریست ها به مردم خاش/ شهید توکلی به حق افتخاری برای افتخار آباد شد
 
شهید مهدی توکلی اولین شهید محراب سیستان و بلوچستان در دهم مهرماه 86 در شهرستان خاش و در محراب عبادت توسط اشرار مسلح به شهادت رسید تا افتخاری برای افتخارآباد خاش شود.
به گزارش عصرهامون، واژه شهادت برای هر مسلمانی رنگ و بویی ویژه و خاص دارد اما شهادت در محراب را باید ميراث ماندگار اولين شهيد محراب جهان اسلام، اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب(ع) دانست كه در سال 40 هجري و در شب نوزدهم ماه رمضان هنگام اقامه نماز صبح توسط ابن ملجم مرادي ضربت خورده و در شب بيست و يكم ماه رمضان به شهادت رسید.

 شهدای محراب در ایران نیز به ترتیب سیدمحمدعلی قاضی‌طباطبایی، سید اسدالله مدنی‌تبریزی، سید عبدالحسین دستغیب، محمد صدوقی و اشرفی اصفهانی هستند که به تأسی و پیروی از راه و منش حضرت علی (ع)؛ در جریان برگزاری نماز به دست تروریست‌های به شهادت رسیدند تا همگان بدانند تاریخ این سرزمین خود گواهی ماندگار برای نمایش راه شهیدانی است که در خون خویش غلطیدند تا امنیت این دیار برقرار باشد.

شهادت شهدای محراب نمایشی از صف آرایی حق و باطل در همه زمانهاست چراکه نبرد میان نفاق خوارج و عدالت علی(ع) در پهنه اعصار و قرون استمرار داشته و همواره عده ای هستند که چشم دیدن عدالت را ندارند.
 
شهادت اولین شهید محراب سیستان و بلوچستان در شب شهادت اميرالمؤمنين (ع)
در همین راستا به مناسبت شهادت سیدمحمدعلی قاضی‌طباطبایی اولین شهید محراب به سراغ خانواده شهید مهدی توکلی اولین شهید محراب سیستان و بلوچستان که در 21 ماه رمضان 1386 به شهادت رسیده و گناهی جز احیای شب قدر و دعوت مردم به عبادت خدا در این شب نورانی نداشت رفتیم تا با گوشه ای از زندگی این شهید بزرگوار آشنا شویم که به چه جرمی به خونش غوطه ور شده و همچون مولایش امیرمومنان(ع) با پیکری خونین به ملاقات محبوبش نایل شد.

مهدیه توکلی در گفت و گو با خبرنگار عصرهامون با تاکید بر اینکه شهید مهدی توکلی جوانی مومن و با خدا بود، گفت: باید قبل از تعریف نحوه شهادت و شرایط پس از آن به خصوصیات خاص این شهید بزرگوار اشاره کنیم تا همگان بدانند شهید توکلی چه شخصیتی داشت.

وی افزود: یکی از مهمترین دلایلی که باعث شد من شهید توکلی را انتخاب کنم ملبس بودنش به لباس روحانیت، لبان همیشه خندان و روحیات خاص وی بود، خصوصیاتی که تا شب شهادت همراه وی بود و باعث شد زن و مرد و کودک برایش اشک ریخته و بر سر و صورت بزنند.

همسر شهید توکلی با بیان این مطلب که مراسم ازدواجمان در سال امام علی(ع) برگزار شد اذعان کرد: بعد از پایان مراسم، همسرم به عنوان اولین هدیه، قاب عکسی به من داد که حدیثی از مولا علی علیه السلام روی آن نوشته شده بود.

وی ادامه داد: بعد از سه سال زندگی در شهرقم و کسب علم و فیض از محضر اساتید برجسته، به منطقه ای محروم از سیستان وبلوچستان هجرت کردیم و مسئولیت تبلیغ و امام جماعت مسجد روستای افتخار آباد خاش را همسرم بر عهده گرفت خوب به یاد دارم روزی که به روستای افتخار آباد آمدیم از شهید پرسیدم چرا اسم این روستا افتخار آباد است، و شهید به شوخی گفت: چون من به این روستا آمدم و روحانی این مسجد شدم اسم این مکان را افتخار آباد گذاشتند و به حق شهید توکلی افتخاری برای این روستا شد.

حال و هوای روز شهادت
همسر شهید توکلی با اشاره به حال و هوای شب شهادت مهدی توکلی، بیان کرد: صبح روز ۲۱ رمضان استرس و نگرانی شدیدی داشتم حالم بسیار بد بود برای همین پیش از همه آماده حضور در مسجد شدم و به همسرم گفتم می روم مسجد تا کمی آرام شوم این اولین باری بود که زودتر از شهید به مسجد رفتم و مهدی در خانه ماند تا غسل شب احیا را به جای آورد؛ لحظات خداحافظی آن شب بسیار سوزناک بود هنوز هم وقتی آن شب را به یاد می آورم با خود میگویم چرا از چهره نورانی همسرم پی به آمادگی برای شهادتش نبردم.
 
اشرار با لباس مبدل و نظامی مسجد را به خاک و خون کشیدند
مهدیه توکلی خاطرنشان کرد: در مسجد نماز شب قدر را به جای آوردم و گفتم خداوندا به فرق شکافته امام علی آرامم کن که در همان لحظه مهدی وارد مسجد شد و با برداشتن میکروفون دوبار مردم را به آمدن برای مراسم شب قدر فراخواند، همان لحظه دو موتورسوار با لباس نظامی به مسجد نزدیک شدند و مهدی غافل از اینکه آنان لباس مبدل پوشیده اند برای خوش آمد گویی به آنان نزدیک شد که پس از چند قدم کوتاه صدای تیراندازی فضا را آکنده کرد من نیز دخترم صالحه را در زیر چادر پنهان کردم اما اسما در کنار پدر بود.

وی تصریح کرد: وقتی پارچه میان قسمت مردانه و زنانه مسجد کنار رفت دنیا روی سرم خراب شد مهدی را دیدم که بر روی زمین افتاده و مردم دورش حلقه زدند. وقتی نزدیک شدم و مهدی را بیهوش و لبخند به لب و اسما را با تنی لرزان بر بالای سر پدر دیدم؛ دیگر متوجه نشدم چه اتفاقی افتاده است.

همسر شهید توکلی با تاکید بر اینکه تا لحظه رسیدن به زاهدان فکر میکردم تیر به پای همسرم خورده است، گفت: وقتی پدر و برادرم خود را برای آوردن من و فرزندانم به زاهدان به روستای افتخار آباد رسانده بودند در طول مسیر سکوت غم انگیزی بین ما حاکم بود  اتفاقات مسجد را برای خود مرور می کردم و تمام دلخوشی من این بود که همسرم زنده است و برای عمل به زاهدان اعزام شده است اما وقتی به منزل پدر شوهرم رسیدیم ناگهان دنیا دور سرم چرخید همه جا پارچه مشکی نصب بود نگاهم به پارچه سر در خانه افتاد با مِن مِن کلمات را خواندم. ناگهان خشکم زد؛  و با خود این جمله را زمزمه کردم، اولین شهید محراب استان سیستان وبلوچستان.
 
انتهای پیام/
 
 
 
 
 
 
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۱۱۷۰۴۹


ارسال