پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ,6 August 2020
0
Share/Save/Bookmark
۰
تاریخ انتشار : شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۳۶
دیکتاتوری که یک شبه قهرمان شد!
 
رضا شاه، دیکتاتوری است که « شبکه من و تو» یک شبه از او یک قهرمان ساخت.
به گزارش عصر هامون، شبکه های ماهواره ای فارسی زبان چند سالی است که در حکم دایه مهربان تر از مادر به تامین سرگرمی برای مخاطبان ایرانی می پردازند. آنها در برنامه های مختلف و با حضور مجریان رنگارنگ خود، یک روز به سراغ جدیدترین سبک های موسیقی روز دنیا می روند و چهره های تازه موسیقی دنیا را معرفی می کنند و روزی دیگر در برنامه ای تازه، آلبوم های موسیقی تولید شده در داخل ایران را در کنار بهترین آلبوم های موسیقی دنیا در یک هفته معرفی می کنند. در برنامه ای دیگر مشاغل گوناگون و مختلف معرفی می شود و یک برنامه نیز که در آن «همه چیز درهمه»، به نمایش عکس ها و فیلم های ارسالی از سوی مخاطبان اختصاص پیدا می کند؛ از عکس های سیزده بدر گرفته تا عکس اتوموبیل شخصی و حتی سفره افطاری.

این شبکه ها پس از آنکه اعتماد مخاطبان را به دست می آوردند، به سراغ ماموریت اصلی خود می روند. این حرکت نیز با زیرکی صورت می گیرد و برخلاف برخی شبکه های ایدئولوژی محور که در آنها همه چیز در «سطح» قرار دارد، شبکه های مورد اشاره در حرکتی آهسته و پیوسته و به گونه ای که در مخاطب دلزدگی ایجاد نشود، اهداف پنهان خود را دنبال می کنند.



شبکه من و تو و احیای سلطنت طلب ها

بخش عمده ای از مخاطبان امروز رسانه های فارسی زبان را مخاطبان جوانی تشکیل می دهند که دهه دوم زندگی خود را سپری می کنند. سن و سال آنها حتی به اواخر سال های دفاع مقدس نیز قَد نمی دهد. این نسل کمتر علاقه به خواندن کتاب نشان می دهد ـ شمارگان محدود ۱۰۰۰ و نهایتا ۲۰۰۰ تایی کتاب موید این نکته است ـ و بیشتر ترجیح می دهد تا پاسخ سوال ها و دغدغه های خود را از فضای مجازی و رسانه هایی همچون تلویزیون پیدا کند. در نگاه این نسل، نسبت به گذشته حسی توام با نوستالوژی وجود دارد. به همین دلیل است که در فضای مجازی، انجمن های مختلفی با موضوع «دهه شصت و دهه شصتی ها» شکل می گیرد و محملی برای خاطره بازی می شود اما رویکرد به گذشته در این فضا، رویکردی تاریخی یا تحلیلی نیست بلکه نگاهی مبتنی بر حس و حال دوست داشتنی دوران قدیم است.

شبکه من و تو در طول سال های گذشته نشان داده که به خوبی این حساسیت را می شناسد و می داند چگونه از آن بهره ببرد. حتی زمانی که به سراغ خواننده های پیش از انقلاب می رود و در این خصوص برنامه ای نوستالوژیک می سازد، بخش مهمی از برنامه تبدیل به طرح نکات سیاسی و انتقادی از سوی خوانندگان نسبت به جریان انقلاب اسلامی می شود. این شبکه در برنامه هایی با موضوع تاریخ معاصر ایران، خط فکری خاصی را دنبال می کند که در یک کلام ایجاد تشکیک نسبت به انقلاب اسلامی و طرح نکاتی انحرافی نسبت به انقلاب است. در مستندهایی همچون: «من و ملکه» با موضوع زندگی فرح پهلوی، جشن های دو هزار و پانصد ساله و تله تئاتری با موضوع آتش سوزی سینما رکس، برنامه سازان این شبکه همواره تلاش کرده اند تا تصویری بسیار ایده آل، آرمانی و مترقی از دوران پهلوی ارائه کنند. به زعم سازندگان این مستندها، این عصر طلایی با وقوع انقلاب اسلامی به پایان می رسد و به همین دلیل انقلاب مردمی ایران در سال ۵۷ امری مذموم است. البته در دوران پهلوی نیز مانند هر عصر دیگری در کشور، پیشرفت هایی رخ داد اما درخصوص کم و کیف آن و نسبت این پیشرفت ها با درآمدهای مالی ایران و نیز میزان بومی بودن این پیشرفت ها بحث و نکته بسیار است که در حوصله این مطلب نمی گنجد.



رضا شاه، دیکتاتوری که در من و تو قهرمان آزادی خواهی شد

در فرهنگ عامیانه جامعه ایرانی اصطلاح «رضا خانی» واژه ای بسیار آشنا است. هربار می خواهند فردی را توصیف کنند که در عین اقتدار و توانایی، برای پیشبرد برنامه هایش از زور استفاده می کند از این واژه استفاده می کنند و مثلا می گویند: «فلانی شیوه های رضاخانی داره». مفهوم ساده این واژه این است که یک فرد با وجود توانایی انجام امور اجرایی، به جای آنکه از شیوه های مناسبی همچون: تقسیم کار، احترام به همکاران، برنامه ریزی اصولی و.... برای پیشبرد اهدافش استفاده کند، به زور متوسل می شود و البته این اعمال زور هم قرار نیست همیشه نتیجه مثبت بدهد.



شبکه های ماهواره ای، سرگرمی با طعم سیاست

رضاخان در ایران منشاء ساخت و سازهای مختلفی همچون: راه آهن، ساختمان های مدرن، جاده ها و... بوده است. شاید اگر مستند پخش شده از من و تو صرفا به معرفی همین خدمات می پرداخت، این اثر تلویزیونی قابل دفاع بود اما مشکل از جایی آغاز می شود که اثر مذکور تلاش می کند تا تصویر یک فرد دموکرات، آزادی خواه و علاقمند به دموکراسی را از رضا خان ارائه کند. البته در مسیر ارائه این تصویر نیز سازندگان این مستند بسیار هوشمندانه عمل کرده اند. این فیلم مستند از چند نقطه قوت برخوردار است. ویژگی اول بهره گیری از آرشیو غنی و کاملی است که به سازندگان چنین اثری این امکان را می دهد تا برای هر بخش از گفتار متن مورد نظر، تصاویر مناسب را به سادگی پیدا کنند. هزینه خرید این تصاویر بسیار گران است و در مقیاسی مشابه، کمتر کارگردان ایرانی می تواند بودجه لازم برای خرید چنین تصاویری را فراهم نماید. به همین دلیل است که اغلب مستندسازان ایرانی، بخشی از ارائه محتوای خود را به دوش مصاحبه با افراد می گذارند اما مستند رضا شاه با بهره گیری از تصاویر و عکس های تاریخی فراوان، موسیقی حماسی و جذاب، گفتار متن سنجیده و دقیق، تقطیع زمانی مناسب و... فضایی را برای مخاطب خود فراهم می کند که جای هیچ چون و چرایی باقی نمی ماند. مستند «رضا شاه» مانند دیگر ساخته های شبکه من و تو، آنقدر دلیل و مدرک برای مخاطب ردیف می کند و چنان از عکس ها و فیلم های جذاب انباشته می شود که مخاطب عادی نمی تواند لحظه ای به عدم صداقت سازندگان فیلم شک کند.



فیلم روایت خود را از سال های پایانی حکومت ناصرالدین شاه آغاز می کند. وضعیت بد کشور را نمایش می دهد، به مشروطه می رسد و با نمایش تلاش مشروطه خواهان برای استقلال، رضاخان را دنباله رو مشروطه خواهان معرفی می کند.



مستند رضاشاه

بیان بخشی از حقیقت و نه همه آن



تکنیک جالب توجه سازندگان فیلم «بیان بخشی از حقیقت و نتیجه گیری به نفع خود» است. در فیلم واقعیت مهمی اشاره می شود که همان مشکلات اقتصادی، اجتماعی و ناامنی سال های پایانی دوره قاجار است و نتیجه ای که گرفته می شود این است که با حضور رضاخان تمامی این مشکلات برطرف می شود.



فیلم تلاش می کند تا تصویر یک ناجی بزرگ را از این قزان قلدر ارائه نماید. حتی اشاره ای به واقعیت نقش انگلیسی ها در روی کار آوردن وی نمی کند و در عوض بر جنبه هایی همچون اخراج افسران انگلیسی از ایران توسط وی و ضبط پول های بانک شاهنشاهی توسط وی تاکید می نماید. در این فیلم مستند نمایش داده می شود که رضاخان چگونه شورش های محلی را سرکوب می کند تا کشور به استقلال و یکپارچگی برسد اما چهره های آزادی خواهی همچون کوچک جنگلی نیز در ردیف شورشی هایی همچون شیخ خزعل قرار داده می شوند.



در ادامه نیز از رضاخان به عنوان چهره ای یاد می شود که قصد ایجاد جمهوری در ایران را داشته است و این اتفاق در زمانی رخ داده که در قاره آسیا هیچ کشوری چنین فضایی نداشته و حتی در کشورهای اروپایی مانند ایتالیا نیز فاشیسم بر سر کار بوده است.



سازندگان این اثر با هوشیاری همه جنبه های منفی این شخصیت را کم کرده و یا به حداقل ممکن می رسانند. مثلا در این مستند اثری از وجه خشن چهره رضاخان نیست و اشاره ای به ازدواج های متعدد وی نمی شود و از قلع و قمع باقیمانده قاجاریه و یا سرکوب آزادی خواهان و کشتن افرادی همچون تیمورتاش سخنی به میان نمی آید.



تصویر ارائه شده از این شخصیت در فیلم، فردی است که ذاتا مردی اجرایی و مرد عمل است و آستین همت را برای آباد کردن سراسر ایران بالا زده است اما به این نکته اشاره نمی شود که این مرد اهل عمل، چرا خط آهنی می سازد که از هیچ یک از شهرهای ایران عبور نمی کند و صرفا شمال و جنوب را به هم متصل می کند تا کارکردی دفاعی برای بیگانگان داشته باشد؟! البته در فیلم استدلال جالبی برای این تصمیم عنوان شده و گفته می شود «برای دوری از خطر، این راه آهن از هیچ شهر بزرگی به جز تهران عبور نکرد»!



رضا شاه، رییس جمهور یا پیمانکار ساختمانی؟

بخش عمده ای از فیلم مستند رضا شاه بر اقدامات و فعالیت های عمرانی رضا شاه تاکید دارد. اقداماتی که هیچ فرد منصفی منکر آن نیست اما در یک مملکت مترقی، انجام چنین فعالیت هایی نه در حیطه وظایف رییس جمهور بلکه به عهده پیمانکاران بخش خصوصی است. سازندگان فیلم فراموش کرده اند که یک رییس جمهور وظایف و مسوولیت های گسترده تری دارد که یکی از آنها عرضه گفتمان برای پیشرفت و ترقی در جامعه است والا پیشرفتی که از جنس تحمیلی رضاخانی باشد و با حضور مستشارهای خارجی رخ داده باشد، فاقد اصالت لازم است. برای سنجش میزان اصالت این جنس از فعالیت های رضا خانی کافی است به این مساله توجه کنید که با وجود ارتش بزرگ و مجهزی که در فیلم به آن اشاره می شود، این ارتش ظرف ۴۸ ساعت در مقابل حمله بیگانگان از هم می پاشد و کشور تسلیم بیگانه می شود. کافی است این وضعیت را با مقاومت مردم ایران در روزهای آغاز جنگ تحمیلی مقایسه کنید تا دریابید قدرت و توان یک کشور، نه به میزان اسلحه آن بلکه به حس و حال وطن دوستی است که به شکل واقعی در میان همه مردم وجود دارد و در این وضعیت، حتی اگر اسلحه چندانی هم در کار نباشد، مردم یک کشور مانند مقاومت روزهای آغازین جنگ می توانند کشور را در مقابل بیگانگان حفظ کنند و حداقل با تاخیری چند هفته ای، سرزمینی را به بیگانه واگذار کنند و در این میان تلفاتی هم از بیگانگان بگیرند.



کشف حجاب و آزادی زنان ایرانی

یکی از نکات قابل تامل در فیلم، روایت عجیب و ساده انگارانه فیلم از واقعه کشف حجاب است. رویدادی که این روزها در قالب سریال «کلاه پهلوی» به صورتی تحلیلی به مخاطبان سیما معرفی شده است.



کشف حجاب یکی از نقاط سیاه کارنامه کاری رضاخان است. اقدامی که با سرکوب و به شهادت رساندن زائران حرم امام رضا (ع) و خانه نشین کردن زنان صورت گرفت و بخش عمده ای از جامعه ایران نیز موافقتی با آن نداشته و صرفا با تهدید و ارعاب وادار به پذیرش آن شدند. در این فیلم مستند اینگونه روایت می شود که رضاخان کشف حجاب را عاملی برای رعایت حقوق زنان می دانست حال آنکه طبق اسناد و مدارک تاریخی، برای زنان در این دوره انتخابی میان حجاب و بی حجابی وجود نداشت و زنانی که با حجاب در انظار عمومی ظاهر می شدند، با خشن ترین برخوردهای پلیسی مواجه می شدند و آنها که تمایل به حفظ حجاب خود داشتند، تا پایان حکومت رضاشاه و خروج او از ایران، جرات حضور در انظار عمومی را نداشته و به زندانی خود خواسته رضایت داده بودند.



فیلم به کاوش های باستانی در زمان رضاخان اشاره می کند اما اطلاعاتی درباره غارت این اشیاء و خروج آنها از کشور با هماهنگی رضاخان به مقصد موزه های خارجی نمی دهد.



مستند رضا شاه حتی به این نکته نیز اشاره نمی کند که وضعیت زندان ها در زمان حکومت وی چگونه بود؟ پزشک احمدی در زندان او چه می کرد و چگونه وی اقدام به ساخت زندان قصر و سپس افتتاح رسمی آن می کند؛ امری که در دنیا بی سابقه است و هیچ گاه مسوولان عالی رتبه یک کشور، اقدام به ساخت و سپس افتتاح زندان نمی کنند. زمانی هم که سخن از حذف سیاسی و خانه نشین کردن مدیران رضاخان در فیلم بیان می شود، برای ایجاد حس دلسوزی در مخاطب اینگونه عنوان می شود که به دلیل این اتفاق ها «بار سنگین مدیریت کشور به دوش رضاخان افتاد» و در جایی دیگر نیز به این مساله اشاره می شود که رضا خان «بر همه امور نظارت داشت» اما درتناقضی جالب در ادامه گفته می شود: «از اطرافیان شکایت داشت که واقعیات را به او نمی گفتند».



ترحم در اوج

یکی از خفت بارترین بخش های زندگی رضا شاه تسلیم در مقابل متفقین و پذیرش شرایط آنها برای خروج از کشور بود. هر فرد شریف و با حیثیتی در چنین موقعیتی یا تا پای مرگ می ایستد و مقاومت می کند یا آنکه اقدام به خودکشی می کند اما رضاخان آنگونه که در فیلم عنوان می شود «برای حفظ دودمانش که سرنوشت ایران هم به آن گره خورده بود» پیشنهاد استعفا از سوی فروغی را پذیرفت و طبق آنچه فیلم اصرار بر آن دارد «نتیجه استعفاء ابقای استقلال ایران بود». استقلالی که بعدها در ۲۸ مرداد سال ۳۲ ظاهرا با کودتایی امریکایی ـ انگلیسی به اوج خود رسید!



به عنوان فردی علاقمند به تاریخ که همواره بابت اشغال کشورم در زمان متفقین افسوس می خورم، همواره این سوال برایم وجود دارد که رضا خان بر اساس چه تحلیلی از اوضاع دنیا، در زمان جنگ جهانی دوم از آلمان طرفداری کرد و بر این موضع ایستاد تا متفقین برای حمله به ایران بهانه لازم را داشته باشند؟!



مستند پخش شده از شبکه من و تو در بخش های پایانی، رضاشاه را به عنوان «پدر ایران نوین و معمار تاریخ قرن بیستم ایران» معرفی می کند و پس از پایان نریشن، تصاویری از تخریب مقبره او را نمایش می دهد تا حس افسوس را در مخاطب ایجاد کند که چه بر سر این معمار رفت! شیوه به کار رفته در ساخت این مستند به گونه ای است که می توان بر اساس آن حتی صدام حسین را نیز در کسوت یک قهرمان معرفی کرد. در چنین شرایطی لزوم ساخت سریال هایی با موضوع تاریخ معاصر در سیما بیش از پیش احساس می شود. روندی که با ساخت سریال هایی همچون: کلاه پهلوی، معمای شاه، سرزمین کهن و... آغاز شده و امید است تداوم یابد تا مخاطبان نسبت به تاریخ این دوره دیدگاهی روشن و واقعی کسب کنند.
انتهای پیام/۹۰۳۱
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۵۹۴۷
مرجع : جام نیوز


ارسال