يکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹ ,25 October 2020
0
Share/Save/Bookmark
۱
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲ تير ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۳۵
گزارش اوشیدا از زندگی کودکان کار در تابستان گرم و سوزان سیستان/فصل اول
گزارش خبری/کودکانی که بیشتر از بازی و تفریح کردن دنبال کار و درآمد هستند/ کودکان کار و خیابانی که چتر حمایتی بر سر ندارند
 
حضور این کودکان کار با دستها و صورتهای مظلومشان که نشان از بچگی و سادگی آنها دارد در سر هر چهارراه و خیابانهای منتهی به بازار دیده می شود.
به گزارش سرویس اجتماعی عصرهامون به نقل از اوشیدا: در روزهایی که ما در شادی و تفریح به سر می بریم، کودکانی هستند که برای تهیه مخارج خانواده شان مجبور به کار هستند و عملا هیچ گونه تفریح و استراحتی را ندارند. برای اطلاع از وضعیت این کودکان به سراغ چند نفر از آن ها رفتیم تا متوجه شویم آن ها در این ایام گرم تابستان چه حال و روزی را دارند.



بیکاری و مشاغل کم‌درآمد پدران، مشارکت ضعیف مادران در درآمد خانواده و جمعیت زیاد خانواده، مهم‌ترین علل وضعیت نامطلوب اقتصادی خانواده‌های کودکان کار و خیابانی است. و البته در سیستان خشکسالی ،قهر طبیعت که عمده افراد دامدار و کشاورز بودند و تعداد زیادی هم زمانی از طریق داد وستد با کشور همسایه امرا معاش می کردند که این فرصتها به هر دلیلی گرفته شده است و به ناچار در سیستان هم شاهد افزایش بی رویه این کودکان در سطح منطقه هستیم که گاها این کودکان گاهی به دلایلی در مسیرهای انحراف از جمله اعتیاد و سوء استفاده های دیگر قرار می گیرند.
بیشتر کودکان تمام یا بخشی از درآمد خود را به خانواده می‌دهند (٧٩درصد). آنها علت کارکردن خود را تامین معاش خانواده می‌دانند.


در حال قدم زدن بودم که ناگهان دختر بچه ای را دیدم که در حال فروش بامیه بود، مسیرم را تغییر دادم تا برای فروش بامیه سمت من بیاید دقیقه ای نگذشت که به سمت من آمد از فرصت استفاده کردم و شروع کردم با این دختر حرف زدن، اولش خیلی دوست نداشت که حرف بزند ولی سرآخر راضی شد که با هم حرف بزنیم.
ابتدا  اسمش را پرسیدم و او جواب داد: مریم، از او  پرسیدم مدرسه می رود یا نه او جواب داد آره، گفت: صبح تا ظهر میام این جا سرکار و بعدازظهر می رفتم  مدرسه الان که مدرسه ها تعطیل است و من بیشتر می توانم بامیه بفروشم، گفتم چرا میای سرکار الان باید خانه باشی بازی کنی، گفت وضع مالی خانواده ام خوب نیست من مجبورم بیام کار کنم تا کمک خانواده ام باشم، پرسیدم چند سالت هست؟ گفت ۱۰ سال. گفتم حالا چقدر در روز درآمد داری؟ گفت:حدود 15 هزار تومان بعضی وقت ها خیلی کمتر از این می شود چون کسی خرید نمی کند. دیدم حواسش به اطراف است که برود صحبتم را با او تمام کردم، لحظه ای خداحافظی اصرار کرد که بسته بامیه از او بخرم من هم نه نگفتم.



این ها تنها بخشی از وضعیت زندگی کودکان کار است، بسیاری از کودکان کار هستند که به مدرسه نرفته اند، بسیاری دیگر حتی تحت پوشش بیمه قرار ندارند. البته این ها فقط گوشه ای از مشکلات کودکان کار است که انعکاس پیدا می کند، بسیاری از مشکلات است که هیچ گاه رسانه ای هم نمی شود. بسیاری از نهادها و سازمان های خیریه در سال های گذشته بدون توجه به وضعیت کودکان کار آنها را تحت حمایت خود قرار نداده و حضور این کودکان کار با دستها و صورتهای مظلومشان که نشان از بچگی و سادگی آنها دارد در سر هر چهارراه و خیابانهای منتهی به بازار دیده می شود.
در یکی از همین روزهای گرم تابستان با چند نوجوان سیستانی اشنا شدم  و آنطوری که دانستم برای امرار معاش و کمک به وضعیت مالی خانواده با طی مسیری طولانی اقدام به فروختن پلاستیک در سطح شهر و بازار می کنند که در روزهای آینده گفتگو و میز گرد  صمیمانه اوشیدا با چند کودک کار  که در سیستان کم نیست منتشر خواهد شد.
انتهای پیام/4382
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۶۹۵۴۸


ارسال