چهارشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۸ ,18 September 2019
0
Share/Save/Bookmark
۰
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۴۴
سه پرده از آخرین استراتژی کسینجر در منطقه:
چرا وحدت مسئله اول جهان اسلام است؟/از پایان بدون برنده تا جنگ شیعه و سنی در جنوب غرب آسیا
 
رژیم عربستان سعودی به منظور واکنش سنجی تحرکات دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم طی ماه های اخیرا بارها ضربات متعددی به حوزه منافع ملی ایران اسلامی وارد نموده است.
به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل عصرهامون، این ضربات به نیابت از آمریکا در منطقه جنوب غربی آسیا مشغول طراحی و اجرایی نمودن پازل هایی است تا برای سومین بار نقشه جهانی آمریکا در منطقه را پیاده نماید. برای اولین برا کلان استراتژی های کسینجر در منطقه جنوب غربی آسیا پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران پیاده شد، این استراتژی ها که سه فصل منظم تا بازه زمانی کنونی را در بر گرفته است هر کدام از جهتی به دست نشاندگی عربستان سعودی در منطقه ارتباط تام دارد که در این مختصر سعی در تفصیل آن داریم:

*پرده اول: پس از قطعی شدن پیروزی های ایران در اواخر دوران جنگ تحمیلی علیه 18 کشور حامی عراق آن دوران، و ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق و تصرف فاو و چند نقطه سوق الجیشی دیگر آنچه رخ داد در حقیقت می رفت تا به گفته فرانسیس فوکویاما " تل آویو را فتح کند"، فوکویاما با حراس به کاخ سفید نامه نوشت وطی آن در خواست نمود تا هر امتیازی که لازم است به ایران اسلامی بدهند تا جنگ در همان نقطه پایان بیابد، اما مخالف سرسخت او در کاخ سفید یعنی هنری کسینجر مانع شد و استراتژی جدیدی در لایه های سیاست خارجی آمریکا تاسیس نمود و به کمک لابی یهود در آمریکا آن را اجرایی کرد. کسینجر معتقد بود جنگ عراق علیه ایران باید بدون پیروز پایان یابد یعنی نباید در انتهای جنگ پیروزی ایران مسجل باشد و امتیازی خاص به ایران داده شود بلکه باید به نحوی قطعنامه سازمان ملل را تنظیم کرد که هم ایران و هم عراق سهمی برابر از ضررها و زیان های این قطعنامه داشته باشند. لذا آنچه که در قطعنامه 598 رخ داد با وجود متجاوز شناختن عراق اما هیچ دستاورد عینی برای ایران اسلامی نداشت. کسینجر نام این استراتژی را " پایان بدون برنده" نهاد و معتقد بود این راه نجات اسرائیل است و نه به گفته فوکویاما دادن امتیازهای بیشمار به ایران انقلابی، زیرا دادن امتیاز های بیشتر به ایران توسط سازمان ملل منتج به تقویت روحیه انقلابی میشد که توانسته 18 کشور را به زانو درآورد و یک وجب از خاک کشورش را تسلیم بیگانگان ننماید. لذا امام.ره. با بصیرتی مثال زدنی از قطعنامه 598 به جام زهر تعبیر نمودند.

*پرده دوم: با گذشت بیش از دو دهه و نیم از انقلاب اسلامی صدور نرم افزاری انقلاب اسلامی در منطقه جنوب غربی آسیا بیداری اسلامی در منطقه را رقم زد و نتیجه گسترش منطق استکبار ستیزی ایران اسلامی در منطقه در غالب شعارهای استقلال طلبانه و اسلام خواهانه تبلور یافت. این بار اما باز کسینجر به عنوان استراتژیست پیر و پدر دمکرات ها کاخ سفید مجددا با تاثیر گذاری بالایی که در ماشین سیاست گذاری وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا  داشت استراتژی " سوریه در آتش" را به عنوان سیاست رسمی کاخ سفید به دنیا معرفی نمود و آتش تکفیر را با ریال های سعودی به جان سوریه انداخت و سوریه را در معرض فروپاشی قرارداد اما به گفته معاون وزیر امور خارجه وقت آمریکا: " نَفَس ایران اسلامی مانع فروپاشی سوریه شد." و تا کنون به مدت پنج سال کماکان می توان به وضوح سوریه را در آتش دید که ریال های سعودی از کلمبیا و سایر کشورهای وابسته به خود چگونه سازوکار واردات تروریست به سوریه را رقم زده و  مجری سیاست های کسینجر در منطقه شده است. سوریه در آتش اسم رمز متوقف نمودن بیداری اسلامی در منطقه بود و تا حد زیادی هم توانسته اند به صورت موقت موج این بیداری را متوقف کنند اما به فرموده مقام معظم رهبری" حتما در آینده نه چندان دور مجددا شاهد فوران آگاهی اسلامی در میان ملت های منطقه خواهیم بود."

*پرده سوم: کسینجر به عنوان آخرین حضور خود در عرصه سیاست خارجی آمریکا اما سازو کاری را رقم زده است که خود نام آن را " جنگ های سی ساله مذهبی"  نامیده است. پس از کند کردن موج بیداری اسلامی این بار جهان سلطه در طراحی دقیق تری به سراغ اصل اسلام رفت و کسینجر به عنوان طراح این برنامه ظاهر شد،  و رژیم عربستان سعودی مجری این طرح قرار گرفت. حمله داعش در سال گذشته به عراق و تهاجم وحشیانه سعودی ها به یمن از 300 روز پیش تا کنون در قالب همین استراتژی قابل تبیین است. کسینجر معتقد است همانطور که جنگ های سی ساله مذهبی در اروپا میان کاتولیک ها و پروتستان ها منشاء دین گریزی اروپایی در قرون بعدی قرار گرفت، برای ایجاد نفرت از دین اسلام باید جنگ های سی ساله مذهبی در منطقه غرب آسیا میان دو مذهب شیعه و سنی رخ دهد و آنقدر کشته روی دست هر دو فرقه از این جنگ ها بماند که مردم از دین اسلام گریزان شوند و مسبب همه این کشتارها را دین اسلام بدانند و نه سیاست ها آمریکا در منطقه! لذا آتشی که در سوریه شعله ور کرده ایم باید از دو قطبی جهان اسلام- آمریکا به دو قطبی شیعه - سنی منتقل شود تا اسلام به دست مسلمانان نابود گردد.
رژیم سعودی در هر سه پرده حساس ترین نقش را به عهده داشته است، حتی در ماجرای قطعنامه 598  که در این مختصر نمی توان به شرحش پرداخت و در دو پرده بعدی با ریال های خود فتنه تکفیر را به دامان جهان اسلام انداخته تا آخرین استراتژی کسینجر را در منطقه پیاده نماید. در این میان بیانات مقام معظم رهبری بسیار دقیق است، آنجا که می فرمایند: " آنروزی که در ادبیات مقامات آمریکایی کلمه شیعه و سنی پیدا شد تمامی اهل نظر نگران شدند که شیعه و سنی چه ربطی به آمریکا دارد" لذا آنچه آینده تحولات منطقه را مشخص خواهد نمود تحولات درونی جهان اسلام است و اینکه تا چه میزان بتوان روی وحدت تشیع و تسنن تکیه کرد و علمای جهان اسلام تا چه اندازه بتوانند به پیروان مذاهب مختلف این نکته را منتقل کنند که وحدت مسئله اصلی جهان اسلام است و در این میان هر ندای تفرقه ای که از زبان هرکه برخیزد خواسته و نخواسته در زمین امثال کسینجر بازی نموده و حتما در دایره خواسته های اسلام ناب محمدی سخن نگفته است.
انتهای پیام/
 
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۸۲۳۳۰


ارسال