جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶ ,22 September 2017
0
Share/Save/Bookmark
۰
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۲۴
ماجرای دختری که 10 سال خانه به دوش بوده است؛
دختر پسر نما
 
لاغر و رنگ پریده بود؛ ظاهرش راز درونی و دردناکش را فاش می کرد. اعتیاد بر زندگی او سایه افکنده بود، نمی دانست از کجا شروع کند و از کجای این قصه پرغصه بگوید. خنده ای دائمی اما تلخ روی لبانش بود.
به گزارش سرویس اجتماعی عصرهامون به نقل از روزنامه سیستان و بلوچستان، سرپرست دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری استان می گوید: این دختر 20 ساله برای دریافت حمایت و کمک به دفتر ما مراجعه کرد و داستان زندگی خود را این گونه شرح داد. 
«از 11 سالگی تحمل سختی های زندگی برایم عادت شده است. مادرم با عقد موقت با پدرم ازدواج کرده بود و من حاصل این ازدواج بودم. به همین دلیل بعد از مرگ مادرم هیچ کس در منزل پذیرای من نبود. پدر و نامادری به جای نگهداری از کودکی 11 ساله، مرا در خیابان های شهر برای جست و جوی سرنوشتم رها کردند و من که هیچ درک درستی از شرایط نداشتم روزها در خیابان ها پرسه می زدم و شب ها در پارک ها و سایر اماکن عمومی می خوابیدم. کم کم با مردها و پسرهای کارتن خواب زندگی نامعلوم خود را شروع کردم و به دلیل ترس از تعرض، ظاهر خودم را شبیه پسرها نشان می دادم. حشر و نشر بین جماعت مرا از همان ابتدای نوجوانی به ورطه اعتیاد کشید و من هر روز بیشتر فرو می رفتم و مواد مخدر گوناگونی را مصرف می کردم. روزها به همین شکل می گذشت تا این که روزی نیروی انتظامی همه ما را دستگیر کرد. من در میان تعداد زیادی مرد و پسر معتاد کارتن خواب سعی در حفظ ظاهر داشتم تا اینکه مشخص شد من دخترم. مرا از بین آن ها جدا کردند و به بهزیستی انتقال دادند. زندگی در خیابان ها مرا از هر چارچوبی بیزار کرده بود به همین دلیل از آنجا فرار کردم تا دوباره از تنهایی و بی کسی به شلوغی خیابان ها پناه بیاورم اما باز دستگیر شدم و به بهزیستی شهرستانی دیگر منتقل شدم. با فرار مجدد از آنجا دوباره پس از دستگیری در نهایت در بهزیستی مشهد آرام گرفتم و مدتی از تمام مشکلات دور بودم. نه از اعتیاد خبری بود و نه از فرار و خوابیدن در هر خرابه ای. روزها به سرعت سپری شد تا به سن ترخیص رسیدم. با ساکی از لباس و کوله پشتی بر پشت ترخیص شدم و به زاهدان برگشتم.اما هیچ کس منتظر من نبود. هر چند روزی را در منزل یک نفر می گذراندم و همین وضعیت بی سروسامان باعث شد تا مجدد به اعتیاد روی بیاورم. در این بین به دلیل سوء استفاده دیگران مشکلات جدیدی پیش رویم قرار گرفت. اکنون هم باردار هستم و هم از اعتیاد رنج می برم. نمی دانم در این سراشیبی سقوط چگونه بتوانم کودک بی پناهی را نگهداری کنم که هیچ حامی و مدافعی ندارد. من که حتی توانایی خرید یک قرص نان را ندارم چه طور از پس هزینه های یک انسان دیگر برآیم».
ناآگاهی از فرزندآوری
«شهیدی» درباره این پرونده معتقد است: ناآگاهی از فرزندپروری و شیوه های درست تربیت کودکان سبب می شود پدر و مادرها فقط نقش اساسی را در آوردن کودک به این دنیای بزرگ داشته باشند و طفل مانند علفی هرز قد بکشد و بدون هیچ گونه مهارت کافی وارد جامعه شود. پدر و مادرها اگر با آگاهی و درایت اقدام به فرزندآوری و پرورش آنها نمایند و برای این امر آموزش ببینند بسیاری از بزه ها از جامعه رخت بر می بندد و جامعه ای سالم تر و امن تر خواهیم داشت و این آموزش باید در تمامی سطوح جامعه ارائه شود تا مردم در هر شرایط و موقعیتی به اصول درست فرزند پروری آگاه شده و بتوانند در اعتلای جامعه نقش مهم و مثمر ثمر خویش را ایفا کنند.
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۹۱۲۶۵


ارسال