دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹ ,1 March 2021
0
Share/Save/Bookmark
۰
تاریخ انتشار : دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۴۹
یادداشت/پوپولیسم، صلح دموکراتیک، جهانی‌شدن
 
بر اساس نظریه صلح دموکراتیک کانت دولت های دموکراتیک هرگز با هم نمی جنگند بلکه اختلافات خود را از طریق راه های مسالمت آمیز حل و فصل می‌کنند از آنجایی که ذات انسان صلح طلب است به همین جهت مردم جنگ‌ طلب نیستند.
با اتحاد کشورهای دموکراتیک می توان از وقوع جنگ جلوگیری کرد منشاء صلح دموکراتیک ساختارهای دموکراتیک هستند اما جهانی شدن به عنوان یک ابزار جهت جهانی سازی ارزش های کشور های غربی (دموکراتیک) می‌تواند بنیاد نظریه صلح دموکراتیک که همان ساختار های دموکراتیک هستند را به لرزه درآورد جهانی شدن با در هم شکستن چارچوب های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دولت های ملی به دنبال نفی ملی گرایی و کمرنگ شدن نقش تقسیمات عرفی بین کشورهاست تجربه دهه های اخیر نشان داده است که بخشی از افراد جامعه به دلایلی چون ترس از دست دادن هویت، به دلیل ورود عناصر فرهنگی جدید در جامعه، کوچ سرمایه ها و تاثیر آن بر بیکاری یا احساس عدم تاثیر گذاری بر دولت منتخب بر اساس نقش دولت ها در روند جهانی شدن احساس خوشایندی نسبت به این پدیده ندارند این احساسات زمینه مناسبی برای شکل گیری جریان های پوپولیستی و تقویت آن را در جامعه فراهم می کند که به دنبال برانگیختن حس ناسیونالیستی جامعه و تحریک عواطف و خواسته‌های مردم بدون توجه به ساختارهای آن هستند بازتاب نارضایتی این بخش از جامعه در رویارویی با نخبگان سیاسی و نهادهای دموکراتیک متبلور می شود نهادهای دموکراتیکی که منشاء صلح در نظریه صلح دموکراتیک هستند.

جهانی سازی توانسته حتی در نبود ساختارهای دموکراتیک دولت ها را با چالش مواجه کند به طور مثال در کشورهای غیر دموکراتیک حوزه جنوبی خلیج فارس با توجه به عدم وجود ساختار های دموکراتیک، جهانی شدن خود را در ابتدا به شکل استفاده از تولیدات و محصولات صنعتی کشورهای پیشرو نشان داد.

اما از آنجایی که جهانی‌سازی فقط به بعد اقتصادی منحصر نیست باعث افزایش آگاهی آحاد مردم در حوزه های سیاسی و اجتماعی نیز شده است که ظهور و بروز آن را می‌توان در افزایش مطالبات مردمی از دولت های مذکور مشاهده کرد ایجاد نظام ارتباطات و در پی آن انفجار اطلاعات که از خصوصیات بارز جهانی شدن است توانسته در ابعاد فرهنگی اقتصادی و سیاسی این دولت ها را وادار به تغییرات کند.

این تغییرات خود را به شکل بازنگری در تعریف جایگاه زن، کمرنگ کردن پیوندهای عشیره ای و قبیله ای و به حاشیه رفتن دیدگاه سنتی و سلفی نشان داده است در صورت جایگزین شدن ارزش های کشورهای دموکراتیک در این حوزه با تعصبات قومی و قبیله ای خاندان های حاکم، حرکت به سوی همگرایی به عنوان یکی از پیش زمینه های جهانی شدن در این منطقه با وجود سازمان های فرا ملی چون اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس با سرعت بیشتری پیش خواهد رفت و نتیجه آن سرمایه گذاری درون منطقه‌ای و جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی است.

در بعد سیاسی با توجه به حاکمیت رژیم های سنتی پاتریمونیال (موروثی) در این منطقه، جهانی شدن، این حکومت ها را با تهدیدات جدید و جدی مواجه کرده است هراس از پتانسیل بالقوه ایجاد این چالش‌ها در روند جهانی شدن، دولتمردان حوزه خلیج فارس را وادار به اصلاح ساختارهای جامعه کرده است که از مهمترین آنها به اعطای امتیازات مدنی و کاهش اعمال نفود نیروهای سنتی در ساختار جامعه اشاره کرد. تا از یک سو پاسخی به مطالبات مردم داده شود و از سوی دیگر خطر به لرزه در آمدن پایه های حکومت های سنتی خود را دور نگه دارند.

جواد سرگلزائی

انتهای پیام/
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۱۳۴۴۵۵


ارسال