دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶ ,23 October 2017
0
Share/Save/Bookmark
۰
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۷:۵۶
حکایت دنباله دار کودکان کاردرجنوب شرق؛
توقف بازی های کودکانه پشت چراغ قرمز زندگی/ فروش دستمال کاغذی بزرگترین آرزوی کودک 7 ساله
 
یکی از کودکان کار گفت: مادرم به علت اعتیاد پدرم از وی جدا شد و اکنون مجبورم برای به دست آوردن لقمه نانی صبح ها تا پاسی از شب کار کنم تا بتوانم یک لقمه نان خریداری و شکم خود و پدرم را سیر کنم.
 به گزارش خبرنگار اجتماعی عصرهامون، سرما و گرما برایشان معنایی ندارد، در سینه آنها حرف های هزارساله ای نهفته است که روی شانه های کوچک شان سنگینی می کند. در تمام فصول سال زیر تابش سوزان نور خورشید و در سرمای استخوان سوز هر کدام مشغول به کاری هستند.
چهره های معصومی که به جای نشستن پشت میز مدرسه و خواندن کتاب حالا دیگر به چراغ راهنمای خیابان ها زل زده تا چراغ قرمز شود و یک شاخه گل، یک بسته آدامس، بسته های دستمال کاغذی یا سپندی دود کرده و شیشه ماشین ها را پاک کنند شاید دل کسی به حالشان سوخت.
برخی از این کودکان که به اجبار والدین خود درس و مدرسه را رها کرده آرزویی جز باسواد شدن ندارند و در حسرت بازی کودکانه با هم سن و سالان خود به سر می برند.
 
برادرم قربانی اعتیاد والدینم شدند
وحید یکی از کودکان خیابانی در پشت چراغ قرمز یکی از چهارراههای شهر در حالی بغض خود را فرو می خورد که می گوید: همین که آفتاب طلوع می کند با پرخاشگری والدینم مواجه و باید برسر کار بیایم. چرا که والدینم معتاد هستند و با فروختن آدامس یا گدایی کردن باید مخارج خانه و خرج مواد آنها را به دست بیاورم.
این کودک کار در حالی خیره به آسمان می شود و اشک را از چشمان معصومش پاک می کند که یاد خاطرات برادر کوچکش افتاده از همین رو ادامه می دهد: یک روز مادرم مقداری متادون در بطری آب معدنی کرده بود که برادرم به فرض اینکه آن بطری حاوی آب آشامیدنی است آن را سر کشیده و جان می دهد.
به راستی که این کودکان در جامعه کنونی علی رغم ظلم هایی که از سوی والدین بر آنها روا شده است در گذرگاه سنگدلی آدم ها و فشار نداری و بی پولی، خوب یاد گرفته اند که چگونه اصرار کنند تا شاید نانی به دست بیاورد.
به دلیل اعتیاد پدرم مجبورم کار کنم
 سارا یکی دیگر از کودکان کار در حالی گوشه ای از خیابان شریعتی زاهدان بساط واکس زنی و وزنه ترازوی خود را بر زمین پهن کرده است که می گوید: مادرم به علت اعتیاد پدرم از وی جدا شد و اکنون مجبورم برای به دست آوردن لقمه نانی صبح ها تا پاسی از شب کار کنم بلکه بتوانم یک لقمه نان خریداری و شکم خود و پدرم را سیر کنم.
وی بیان می کند: دوست دارم همچون سایر هم سن و سالانم در مدرسه درس بخوانم و به بازی های کودکانه مشغول باشم؛ فرق من با سایر دختران در چیست که از مهر مادری محروم هستم و اکنون باید تقاض اعتیاد پدرم رابه تنهایی بر دوش بکشم تازه اگر شانس بیاورم و آن روز پولی در بیارم زیرا در غیر این صورت تنها چیزی که عایدم می شود کتک و ناسزا گوش کردن، است.
 
بزرگ مردان کوچکی که مردانه کار می کنند
 علی یکی دیگر از کودکانی است که با پاشیدن آب بر روی صورت خود و برادر کوچکش اقدام به از بین بردن گرمای بدنشان می کند؛ اولش هر چه اصرار کردم حاضر به مصاحبه نبود اما با خرید یک بسته دستمال کاغذی 5 هزار تومانی حاضر به حرف زدن شد.
گرچه در دل نمی خواست کسی اسرار زندگیش را فاش کند بر همین اساس قول دادم تصویری از او و برادرش در جایی منتشر نخواهد شد، با صدایی لرزان در حالی دست برادر 5 ساله اش را محکم در دستانش فشار می دهد که می گوید از 8 صبح تا 11 شب در خیابان های شهر مشغول پاک کردن شیشه ماشین ها هستیم تا شاید در پایان 5 یا 7 هزار تومانی پول به دست بیاوریم و آن را تحویل والدینمان دهیم. از آنجایی هم که به تنهایی از عهده کار بر نمی ایم برای اینکه مردم به ما کمک کنند برادرم را با خود می آورم تا با من دستفروشی کند گرچه درآمد خوبی ندارد اما از سر مجبوری باید این کار را انجام دهیم.
علی ای حال در کشورمان هر ساله درصدى از کودکان به دلایل مختلف ترک تحصیل مى کنند و به کارهایى مانند واکس زنی، پاک کردن شیشه ماشین، فال فروشی، باد کنک فروشی، آدامس فروشی، جمع آورى نان خشک و وسایل فلزى در زباله ها و دعا فروشى در سر چهار راه ها، بازارها و یا مکانهاى شلوغ و پر ترافیک مى پردازند و ساعت هایى طولانى در معرض آلودگى هاى اجتماعى قرار مى گیرند و از آن جا که این کودکان نمی توانند مانند بزرگسالان از حقوق خود دفاع کنند و کسی نیز از آنان حمایت نمی کند، بیشتر مورد بهره کشی و اذیت و آزار والدین و کارفرمایان قرار می گیرند.
این کودکان در بزرگسالی دچار مشکلات فراوانی می شوند و از  آنجایی که کودکی نکرده و با رنج و درد مواجه هستند مورد تحقیر، توهین و غیره قرار می گیرند از همین رو سازمان بهزیستی استان اقدام به اجرای طرحی برای این کودکان و پناه دادن به آنها کرده است.
 
13مرکز شبه خانواده در استان فعال است
محمد رضا سراوانی رئیس سازمان بهزیستی سیستان و بلوچستان در این خصوص در گفت و گو با صدا و سیما با بیان اینکه کودکان دختر و پسر به علت شرایط بد خانواده و اعتیاد پدران و مادرانشان سرپناه مناسب برای زندگی نداشته و مجبور به تکدی گری و کار می شوند، اظهار کرد: در استان 13 مرکز شبه خانواده برای نگهداری از این کودکان فعال می باشد.
وی گفت: حدود 200 نفر از این کودکان 7 تا 13 ساله در منازل دولتی و غیردولتی در سطح استان در شهرستان های زاهدان،زابل و چابهار نگهداری می شوند.
رئیس سازمان بهزیستی استان با بیان این که در این مراکز برای بچه ها فرصت تحصیل فراهم شده است، افزود: در مراکز شبه خانواده تلاش شده تا محیطی شبیه محیط خانواده واقعی برای بچه ها فراهم و بچه ها طعم داشتن پدر و مادر و برادر و خواهر را بچشند.
 
حدود 400 کودک بدسرپرست و بی سرپرست در خانه های جایگزین زندگی می کنند
سراوانی خاطر نشان کرد: حدود 400 نفر از این کودکان در خانه های جایگزین زندگی می کنند به این نحو که سرپرستی آنها را افراد غریبه یا آشنایان سببی و نسبی بر عهده گرفته اند.
شایان ذکر است هدف مراکز شبه خانواده فراهم ساختن فضایی شبیه خانواده برای کودکان بی سرپرست و بدسرپرست است.
انتهای پیام/
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۹۷۰۲۲


ارسال