چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ,25 November 2020
0
Share/Save/Bookmark
۰
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۴۶
یادداشت؛
معضل کهنه شدن ریزگردها در سیستان(نگاه اجمالی به پدیده ریزگردها )
 
طهورا سیستانی فعال محیط زیست و کارشناس حوزه مدیریت طی یادداشتی به کهنه شدن پدیده ریزگردها در شمال استان سیستان و بلوچستان پرداخته است.
به گزارش عصر هامون به نقل از ندای هیرمند؛ ریزگردها ذرات بسیار ریز خاک هستند؛ ناشی از فرسایش بادی و در حقیقت باد باعث جدا شدن لایه سطحی زمین شده و اجزای این لایه را با خود به بخش های دیگر می برد.
یکی از دلایل اصلی ایجاد پدیده ریزگردها در سیستان، خشکی تالاب هامون و خشکسالی های18 ساله در این منطقه می باشد؛ که سبب کاهش آورد رودخانه هیرمند و تشدید گرد و غبار در منطقه سیستان شده است؛در سیستان یکی از چالش برانگیزترین موضوعات زیست محیطی پدیده ریزگردها و طوفانهای بیش از120روزه است،جولان این پدیده این روزها و بلکه  در سالیان گذشته کارشناسی بیشتری را طلب میکند چرا که نگاه گذرا و اجمالی به این پدیده چندین ساله باعث نابودی بیشتر سیستان  خواهدشد.
مساله اصلی ضعف نهادی مدیریت بحران در منطقه می باشد ؛چرا که هیچ دستگاهی مسولیت مدیریت این معظل را برعهده ندارد و هیچ مسولی حاضر نیست مسئولیت کل ماجرا را برعهده گیرد؛ چرا که نوعی تعارض برنامه ریزی باعث بهم ریختگی مدیریتی شده است.
مهم ترین ضعف در این حوزه را میتوان عدم یک مدیریت واحد و کارآمد با تصمیم گیری منسجم و دارای اختیارت کافی دانست؛علاوه بر اینها تصمیماتی شبیه سد سازی های بی رویه و انتقال اب به زاهدان و تصمیمات غیر کارشناسی شده  بدون ملاحظات منطقه ای باعث تخریب بیشتر در محیط و طبیعت میگردد، که هنوز برآورد قطعی از این معظل در منطقه سیستان صورت نگرفته است.
این بر میگردد به تعارض های تصمیم گیری و مدیریتی در خصوص برنامه ریزی و مدیریت صحیح؛همه ی این عوامل باعث بی اعتمادی مردم و به طور قطع ناامیدی آنها از مدیریت این بحران می شود؛کتمان حقیقت؛ ارجاع آن ب خارج از مرزها(حق ابه تالاب هامون) همراه با محرومیت و مشکلات18ساله نوعی بی اعتمادی را در بین مردم فراهم آورده و باعث شکست اعتماد مسولین و مردم شده است.این عوامل باعث شده که این تلقی بین مردم ایجاد شود که سیستان را فراموش کرده اند و مسولین دست روی دست گذاشته اند وهیچ اقدام موثری برای رفع این معضل انجام نمیدهند.چه بسا این تلقی عمومی و عدم بسیج مردمی هم از خود ریزگردها پرهزینه تر باشد.
خلاصه آنچه ک امروز در سیستان درخصوص طوفانها و ریزگردها شاهد هستیم چیزی  جز عدم مدیریت صحیح در این خصوص و ضعف های مدیریتی و اشکالات در تصمیم گیری نمی باشد.
در سیستان عوامل متعددی باعث پدیده ریز گرد ها شده است بحث حق آبه تالاب هامون که یک موضوع بین المللی هست ؛شرایط جوی و عمومی و تغییرات اقلیمی کمی بارش و خشکسالی ،برداشت بی رویه ،فقدان پوشش گیاهی،وزش باد های نسبتا شدید.
 چیزی که در خصوص ریزگرد های فراموش شده بحث آلایندگی ریزگردهاو پیامد های روانی و اجتماعی آن است در بسیاری سازمان ها فعالیت هایی در زمینه کنترل و کاهش آلودگی ها انجام میدهند این تهاجم جسم نیست که تحت تاثیر آلودگی قرار میگیرد بلکه اجتماع نیز تحت تاثیر آلاینده قرار میگیرد.
حفظ محیط زیست انسانی وظیفه ی همه ی مردم است و تک تک سیستانی ها باید در این امر دخیل باشند و ما در این خصوص نیاز مند یک فراخوان عمومی هستیم و باید مقدمات از قبیل اطلاع رسانی و آگاهی کامل را در اختیارشان قرار دهیم چراکه مشارکت اجتماعی آن که خود فرد هم در تصمیم گیری هم در کنش اجتماعی و هم بهره برداری شریک می باشد.
باید تلاش گردد علاوه بر شفافیت ، دقت و قدرت آماری نیز برای ارائه اطلاعات داشته باشیم.
مردم به عنوان مشارکت کننده های واقعی این امر شناخته می شوند.  یکی ازاین  بحث ها؛ بحث اعطای وام و تسهیلات کم بهره می باشد که هر شهروند و هر روستایی مشارکت در فضای سبز انجام دهد این انتظار را نباید داشت مشکلی که 18 سال حل نشده باقی مانده یک روزه از بین برود. سیستان و مردم منطقه چندین سال است با آن درگیر هستند.
بحران ریز گرد ها مختل کننده توسعه اجتماعی و اقتصادی در منطقه سیستان شده است هیچ کار مثمر ثمری صورت نگرفته است در سیستان خشک سالی ها باعث ایجاد پیامد هایی هم چون بیکاری،گوشه گیری،فقدان کار،مهاجرت،خانواده های بی سرپرستی که پدران برای امرار معاش به شغل کارگری در شهرستان ها و استان های دیگر مشغول به کار شده اند و به نوعی احساس میشود که مردم در این خصوص مورد ظلم واقع گردیده اند
مشکلاتی که باعث مبتلا شدن به انواع بیماری های قلبی ،چشمی،عروقی،تنفسی،اختلال در رفت و آمد ،تعطیلی، خسارت شدید به محصولات کشاورزی ، زراعی ، دامی تهدید اقتصادی مناطق روستایی مرز نشین که به عنوان نقاط آسیب پذیر هستند مشکلات آموزشی ترک تحصیل به خاطر تامین مخارج میتواند بخش کوچکی از این پدیده به شمار آید که از سویی موجب تهدید سلامت اقتصاد جامعه و سویی دیگر نارضایتی های عمومی را به همراه خواهد داشت.
سوال اساسی اینجاست که مسئولین ذی ربط علی رغم .هشدار هایی از مجامع جهانی چگونه این سال ها هنوز هیچ اقدامی جدی در راستای پیشگیری و مقابله با این خصوص:مدیریتی واحد جهت پدیده ریزگرد ها صورت گیرد تا از این آشفتگی در برنامه ریزی و تصمیم گیری ها جلوگیری گردد؛ استفاده از پوشش گیاهی زنده جهت کاهش تنش برشی باد؛ استفاده از نقش غلطکی که با پره های گوه مانند نقشی فرو رفته در زمین ایجاد میکند وشبیه ظرفی برای ذخیره آب است؛ تقویت پوشش گیاهی؛ مدیریت خاک؛ جلوگیری از چرای بی رویه ی، استفاده از روش های مکانیکی کنترل فرسایش خاک، استفاده از باد شکن ،مالچ سنگ ریزه ای(تسبیت گرد و غبار) مالچ رسی ،مالچ نفتی هرچند برخی از روش های مالچی در سیستان بعد از شش ماه باعث فاسد شدن و خود نیز معظل میگردد، اصلاح الگوی مصرف آب، پیگیری حق تالاب هامون ،ایجاد کمربند سبز، استفاده از فناوری های نو در مهار گرد و غبار .این ها هرچند راهکار های کوتاه مدت برای برون رفت است اما بهره گیری از روش های زیر نیز در منطقه سیستان موجب بهتر شدن اوضاع میگردد.
ابتدایی ترین راه حل قرق منطقه ها سون پوزک تا هامون صابریجهت عدم چرایی بی رویه که این امر نیازمند همکاری های فرمانداری های نیمروز و هیرمند می باشد.دامداران و عشایر به سمت هامون ، هیرمند منتقل و علوفه ی یارانه ای دریافت کنند.
دومین راه حل استفاده از مالچ قلوه سنگ یا نانو در حد فاصل هامون پوزک و هامون صابری است در محل هایی که امسال آبگیری صورت نگرفته چراکه محل کانون بحران ریزگرد ها همین منطقه می باشد. سومین راه کار انتقال آب از چاه نیمه ها به سمت چند کانون بحران در شمال سیستان حفره نهر هایی  عمود بر جهت وزش باد های شدید جهت تثبیت کانون های بحران و درخت کاری خصوصا درختان گز با توجه مقاوم بودن آنها. راه حل بعدی حذف و لایه رویبی ماسه بادی داخل رودخانه ها؛ هر چند در سال های اخیر این امر توسط گروه های جهادی با هم کاری جهاد کشاورزی صورت میگیرد اما با توجه به اینکه تنها این کار در یک مدت و فواصل کوتاهی از سال صورت میگیرد باز هم معظل دیگری میشود
اینکار بر آن جهت لازم است که آب های ورودی به سیستان به دلیل سیلابی بودن حامل حجم انبوهی ماسه بادی به صورت معلق در آب است پروفسور کردوانی در خصوص ریزگردها بیان دارد که  برای ریزگرد با دو پدیده مواجه هستیم یکی شن و ماسه هم قیافه و هم اثرات و هم اقدامات برای از بین بردن آنها باید متفاوت باشد.
کردوانی بیان میدارد که برای از بین بردن  همیشگی ریزگرد ها باید شن و ریگ بپاشیم اما چرا ؟برای اینکه در محل وجود دارد و در کف رودخانه ها هست و هم اینکه این گونه تکنولوژی برداشت آن ساده است  شما پنجاه بیل مکانیکی میخواهید و بعد از ریختن این  ماده باید از قلتک برای صاف کردن  استفاده کرد؛بعد میشود در هر فاصله چهار و پنج متری یک درخت کاشت و آبیاری قطره ای انجام داد.
در نهایت برای مدیریت بهتر مشکلات زیست محیطی در منطقه سیستان باید یک مقدار تفکیک اختیارات بین منابع طبیعی و محیط زیست صورت گیرد و بستر تالاب بین المللی هامون مالچ پاشی گردد.چراکه زابل به عنوان یکی از آلوده ترین شهر های  شناخته  شده است.و باید دولت جهت دریافت حق آبه تالاب بین المللی هامون به صورت جدی با کشور افغانستان وارد مذاکره شود.خلاصه اینکه این مهمان ناخوانده دچار معظل لا ینحلی  شده است که باید یک مدیریت یک پارچه برای حلش وارد عمل شود و این امر باید با مسئولین اجرایی مسئولین محلی مدیران ، فعالان محلی و بسیج مردمی امکان پذیر باشد.
انتهای پیام/
یادداشت: طهورا سیستانی
 
 
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۹۷۴۳۴


ارسال