پایگاه خبری تحلیلی عصر هامون 5 تير 1401 ساعت 8:31 http://www.asrehamoon.ir/note/148984/جهاد-تبیین-راهکار-مقابله-جریان-تحریف -------------------------------------------------- یادداشت/علی اکبر عبدالعلی زاده: عنوان : جهاد تبیین راهکار مقابله با جریان تحریف -------------------------------------------------- جهاد تبیین یکی از موضوعات بسیار مهم برای مقابله با هرگونه انحراف و تحریف در گفتمان و ارزش های انقلاب اسلامی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها بر ضرورت این مهم تأکید کرده اند. متن : به گزارش عصرهامون علی اکبر عبدالعلی زاده، نویسنده، منتقد و مدیر رسانه طی یادداشتی در خصوص اهمیت جهاد تبیین برای اوشیدا نوشت: جهاد تبیین و مفاهیم وابسته به آن امری کاملا جدی است، جدی تراز نان شب! ما سده ها است که نسبت به آن غفلت ورزیده ایم و آسیب های متعدد این غفلت را هم تحمل کرده ایم، اما متاسفانه این غفلت همچنان ادامه دارد، چنانچه می دانیم مقام معظم رهبری هم اغلب در مورد مسائلی صحبت می کنند که نسبت به آن غفلت شده و شرایط بحرانی دارد. موضوع جهاد تبیین بسیار وسیع است و حوزه های متعددی مثل سیاست، اقتصاد، فرهنگ، هنر و ورزش را در بر می گیرد، اما تاکید و تمرکز اصلی از نظر من در بخش فرهنگ است چون اگر در این حوزه پیش برویم و در آن به تبیین مسائل بپردازیم، خوراک آماده برای تغذیه جامعه در جمله حوزه های دیگر فراهم می شود و منظر من در این گفتگو اهمیت حوزه فرهنگ است و مصادیق را هم در همین زمینه مطرح می کنم. دشمنی غرب با ایران به چهل سال اخیر خلاصه نمی شود چه ما تهاجم را از سوی دشمن قلمداد کنیم و چه از سوی رقیب فرهنگی که برآیند دشمنان ما است، باید توجه داشت که عرصه این نزاع و تهاجم حوزه فرهنگی است و نتایج آن به سایر حوزه ها تسری می یابد. اینک جنگ یا یورش فرهنگی و دائمی از سوی غرب است و همواره بصورت یک سویه توسط غرب تداوم داشته، در حالی که ما در طول تاریخ با آنها تخاصم فرهنگی نداشتیم و در حوزه اندیشه هرگز منشاء تهاجم نبودیم، اما غربی ها همواره به جایگاه فرهنگی و اعتباری ایران طمع داشته اند، چنانچه فلاسفه و اندیشمندان غربی از قدیم گفته اند یونانی هایک چشم دارند، ایرانی ها دو چشم و بقیه کور هستند. غرب در ابتدا دنیا را نمی شناخت و تصور می کرد ایران پایان تمدن جهان در شرق است، وقتی آنها تمدن چین را شناختند و متوجه شدند در مشرق زمین سرزمین های دیگری هم وجود دارد، ایران را به عنوان رقیب خود نگریستند، درحالی که قرن ها قبل محصولات غرب ازطریق ایران به چین و کشورهای شرقی می رفت و محصولات آنها به ایتایا و ... غرب تجارت می شد. می خواهم تاکید کنم اینک بحث چهل ساله نیست و مربوط به هزاران سال پیش است، رد پای این طمع به جاده ابریشم می رسد، در آن زمان اولین نامه ای که پاپ به خاقان چین نوشت به این مضمون بود که ما تا پیش از این از وجود شما بی خبر بودیم و پس بیایید با هم پیمان ببندیم و ایران را کنار بگذاریم اما خاقان چین پاسخ داد که رابطه ما با ایران طولانی مدت است و به سال ها پیش از آشنایی با شما مربوط می شود، اینک رابطه عمیق و بلندمدت است و قابل قطع شدن نیست و جالب است که این نامه و پاسخ آن به فارسی سعدی نوشته شده است و غرب از همان زمان همواره قصد کرد نفوذ فرهنگی ایران از بین ببرد و آخرین گلوگاه یسیار شاخص آن حذف زبان فارسی بود که با ظهور امپراطوری انگلستان انجام شد. خلاصه این که آنها همیشه ما را به چشم رقیب نگریسته اند، هر بار ایران عزم بازشناخت و غنا بخشیدن به فرهنگ خود و ترویج آن را کرده یورش دشمن بیشتر شده چون آنها خوب می دانند اگر ایرن فرصت بازیابی خود را پیدا کند بلافاصله به کاروانسالار فرهنگ و تمدن در مقیاس گسترده تبدیل شده است. ریشه بسیاری از معضلات امروزی درگذشته دور است بی توجهی به ارتباط تنگاتنگ این موضوع با بحث جهاد تبیین خیلی خطرناک است، ببینید وقتی مقام معظم رهبری از جهاد تبیین سخن گفته اند چه جریان شبه روشنفکری و چه کسانی که تفکر مذهبی دارند تصور کرده اند که منظور ایشان وقایع چهل سال اخیر است ولی ما باید هر دو نگاه را کنار بگذاریم و با نگاه فرهیختگی این بحث را دنبال کنیم، نگاه ما به این موضوع باید جامع و وسیع باشد و از چهل سال اخیر فراتر برود. به یقین ریشه بسیاری از معضلات امروزی درگذشته دور است ، به عنوان مصداق از بحث های داغ امروز بحث مهاجرت و فرار مغزها است. به طور مثال برخی از جوانانی که قصد تحصیلیا ثبت اختراع و اکتشاف خود را دارند ترجیح می دهند به خارج از کشور بروند و این کار را در آن سوی مرزها انجام دهند، بد نیست بدانید این موضوع هزار سال پیش و پیشتر از آن هم وجود داشت و بحث امروز نیست،اگر مسیر همان مسائلی که در گذشته رخ داد و توسط فرهیختگان ما در طول تاریخ مورد کندوکاو موشکافانه قرار گرفته ، امروز تبیین شود و رفع گردد، بسیاری از مسائل و مشکلات در بنیاد فکری افراد جامعه و متعاقبا در سطح جامعه برطرف می شود، جوان ما می فهمد که اهمیت وجودی اش چیست و اصلاح مسیر می کند. رقابت اصلی در حوزه فرهنگ است و رقیب ما این را می داند ما در گذشته به چین رفتیم و از راه فرهنگ و بدون جنگ بر چین و ژاپن و ..تاثیر گذاشتیم. این نفوذ آنجنان جدی است که اساتید دانشگاه و فرهیختگان معاصر ژاپنی در سه جلد کتاب مقالاتی با این مضمون دارند که ژاپن تمدنش را مدیون ایران است ؛ دقت بفرمایید نمی گویند شهر سازی ، دیوان سالاری ، دینیا غیره تاکید می کنند تمدن ! همین حالا نسخه این سه جلد در کتابخانه دکتر جنیدی در بنیاد نیشابور موجود است، ریشه تمام مسائلی که امروز وجود دارد و بخشی از آن در این مقال مطرح شد در یک رقابت جدی فرهنگی است. ما با بازخوانی گذشته و شناخت مسائل مختلف مصادیق را گم نمی کنیم، به عنوان مثال برخی جوانان دهه شصتی به دلیل سیاست های خاص دولت وقت بعد از جنگ با بعضی از مفاهیم انقلاب زاویه پیدا کردند و پرسش هایی برایشان مطرح شد به عنوان مثال، امروز سوال جوان ایرانی این است که ما به عنوان ساکنان کشوری که این سوی دنیا قرار گرفته و امکانات محدودی در اختیار دارد چرا باید با آمریکا که در آن سوی دنیا است و این همه امکانات دارد اقتصادی و نظامی و...سرشاخ شویم؟ در حالی که اگر این جوان با گذشته آشنایی داشت می دانست که مردم ایران همیشه در برابر ظلم ایستاده اند و اصلا ایرانی در اندیشه جهانی به آزادی شهرت دارد، حتی اگر این ظلم در آن سوی دنیا بوده باشدو به این روایت دقت کنید روزی به اطلاع فرعون رساندند که در قبایل حاکم آفریقایی مردم با شورش کرده اند و پاسخ فرعون این بود که احتمالا پاییک ایرانی به آنجا رسیده است! چون مردم آن منطقه قرن هادر زیر ظلم زندگی کرده و هیچ واکنشی نشان نمی دادند و احتمالا امروز توسط ایرانی ها از مظلومیت خودآگاه شده اند. ما با شناخت خود از گذشته می توانیم به جوانی که در اثر تبلیغات دشمن که با ارزش های انقلاب زاویه پیدا کرده است بگوییم ایرانی در طول تاریخ همواره آزاده بوده و با ظلم مقابله کرده و این توجیه سرشاخ شدن امروز ما با آمریکا است وبه یقین رقابت اصلی در حوزه فرهنگ است ، ما از این اهمیت غافلیم و در مقابل رقیب ما این اهمیت را می داند. بدون مرور گذشته نمی توان به حال و آیند نظر موثر کرد با شناخت گذشته می توانیم ظرفیت های خود را برای آنیده و حال بشناسیم و به عنوان مثال شاهان صفوی با اتکا به همین موضوع در پی احیا کردن جاده ابریشم برآمدند و توانستند تحولاتی در ایران ایجاد کنند. اصلایک مثال امروزی اینکه می دانید ما هنوز جایگاه اعتباری و جغرافیایی خود را که در زمان جاده ابریشم داشتیم را داریم درحالی که قرن هاست جاده ابریشم برچیده شده ؟ اگر بخواهیم با نگاه به گذشته ، در موضوع اعتباری ایران زمان حال را در نظر بگیریم می توانیم به بحث کلیدور پرواز های جهانی اشاره کنیم که اگر تحریم ها برداشته شود و هواپیماهای شرکت همای بین المللی بتوانند از فرودگاه امام خمینی "(ره)استفاده کنند یقین داشته باشید با اشتیاق این کار را می کنندچون توجیه اقتصادی دارد. اول اینکه سطح فرودگاه امام خمینی ( ره ) از سطح دریا بسیار بالاست و هواپیماها ظرفیت بسیار قابل توجهی در مصرف سوخت صرفه جویی می کنند آن هم در شرایط گرانی امروز سوخت و از طرفی این فرودگاه در مرکز کلیدور پرواز جهانی است کافیست نقشه مسیرهای پروازی جهان را نگاه کنید، حالا اگر پروازی که با طی کیلومتر هامسیر اضافه در فرودگه ترکیه و ... می نشیند بتواند در فرودگاه ایران بنشیند بازهم هم از نظر اصطهلاک و هم سوخت صرفه جویی قابل توجهی دارد و از طرفی ایران در کلیدور کابل های نوری شبکه ارتباطات جهان واقع شده ، حالا اگر این موارد برای خواص و عموم جامعه تبیین شود باعث افزایش اعتماد به نفس ملی و انگیزه های تخصصی نمی شود ؟از این منظر بدون مرور گذشته نمی توان به حال و آیند نظر موثر کرد . تنها یک راه وجود دارد رسیدن به نتایج عملی حاصل از ایجاد شناخت تنها و تنها با جهاد تبیین میسر است جهادی فراگیر در همه حوزه هخای زیستی و مهمتر از همه در حوزه فرهنگ و هنر که مترصد بازخوانی متون تاریخی ؛ علمی ، ادبی و فرهنگی کهن ایران با نگاه کاربردی و مهارت زندگی در امروز تاریخ است اگر ما چنین نکنیم دشمن به راحتی جای خالی تبیین را با تحریف پر می کند و اندیشه های ایرنی را در سپاه ضد اندیشه خود یارگیری می کند. انتهای پیام/