سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ,30 November 2021
0
Share/Save/Bookmark
۰
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۰ ساعت ۰۱:۲۹
وقتي مرهمي براي زخم فقر پيدا نمي‌شود؛
خانه ای کوچکتر از گور/زندگی عجیب پیرزن زابلی در خانه یک متری+تصاویر
 
در حاشیه یکی از جاده های بیرون شهر در نزدیکی زابل گودالی وجود دارد که پیرزنی تنها با استفاده از نخاله های ساختمانی یک خانه یک متر در یک متر برای خود ایجاد کرده است.
به گزارش عصرهامون؛ به نقل از اوشیدا؛ فقر یکی از بزرگترین معضلات اجتماعی در جهان شناخته می شود که به طور معمول در همه کشورها وجود دارد، فقر پدیده ای نامطبوب اقتصادی و اجتماعی است که چالش ای پیچیده ای برای دولت ها ایجاد می کند.

بسیاری از کشورهای جهان مثل آمریکا که خود را ابرقدرت جهان می دانند دچار این معضل هستند، آمریکا به تنهایی 50 میلیون کارتن خواب را در خود جای داده است که این مسئله به وضوح گسترش نا عدالتی اجتماعی را نمایان می کند.

اما در مناطق محروم کشورمان نیز هستند افرادی که دچار پدیده فقر شده اند و این روزها در بدترین شرایط اقتصادی و اجتماعی روزگار می گذرانند.

سیستان و بلوچستان یکی از استان های محروم ایران است که بسیاری از کارشناسان ریشه عقب ماندگی و محرومیت این استان را نسبت به سایر استان ها تاریخی می دانند.

در شمال این استان و در حاشیه شهر زابل پیرزنی تنها در نخاله های ساختمانی و زباله های شهری زندگی می کند که با توجه به وضعیت معیشت او روی دیگر زندگی برای او نمایان شده است.

در حاشیه یکی از جاده های بیرون شهر در نزدیکی زابل گودالی وجود دارد که پیرزنی تنها با استفاده از نخاله های ساختمانی یک خانه یک متر در یک متر برای خود ایجاد کرده است.

او که با پارچه های کهنه پیدا شده در زباله های شهری توانسته است سقفی بالای سرش ایجاد کند اکنون در گرمای ۵۰ درجه این روزهای منطقه سیستان دیگر توانی برای ادامه زندگی ندارد.

خانه کوچک و عجیب این پیرزن زابلی از دور شبیه به یک زباله دانی است که در یک گودال میان نخاله های ساختمانی قرار دارد، بوی زباله هایی که آتش زده از دور شنیده می شود بوی نامطبوعی که به گفته خود پیرزن برای پخت و پز استفاده می شود.
 

پیرزن که حدود ۶۸ سال سن دارد از دور سلام می دهد و سگ هایش که معمولا از او نگهبانی می دهند شروع به واق واق می کنند، او گرچه تنها زندگی می کند اما بیش از ۱۰ سگ همدم روزهای او هستند.

می گوید دو پسر دارم که نمی دانم یکی از آنها کجاست یکی هم هر چند وقت یک بار به دیدن من می آید ،شغل او هم جمع کردن زباله های خانگی از سطح شهر است.

وی افزود: یکی از پسرهایم اکنون همینجاست اما مریض است و نمی تواند از درون این منزل خارج شود.

پیرزن درحالی که در حال آماده کردن چای است ادامه می دهد: یک بار گروهی از هلال احمر آمدند و خواستند چادری برای من اینجا برپا کنند اما باد چادر را می برد و من قبول نکردم.

وی ادامه داد: افراد بسیاری می آیند فیلم و عکس می گیرند و می روند دیگر پیدایشان نمی شوند هر بار هم قول کمک رسانی به من را می دهند اما دیگر آنها را ندیده ام.
 

این پیرزن زابلی گفت: سگ زیاد دارم، دیگر اینها همدم من هستند دیروز دو تا از توله سگ هایم را ماشین زیر گرفت و تلف کرد، خیلی ناراحت شدم این دو تای دیگر هم بیمار هستند و انگار قرار است بمیرند.

او که همچنان در لا به لای خانه بیابانی و شلوغش دنبال بطری آب می گشت گفت: سه سال است که اینجا زندگی می کنم امسال خیلی گرم شده و نمی توانم دیگر تحمل کنم شاید از گرما همینجا مانند این زبان بسته ها تلف شوم.

پیرزن آهی کشید و ادامه داد: پیک نیک می داشتم آتش روشن نمی کردم، نفسم با این دود آتش تنگ شده، آرزو دارم یک زندگی مستقل می داشتم تا باقی عمرم را در آن به راحتی زندگی می کردم.

از همان اتاقک یک متری ناگهان یک جوان ۱۷ یا ۱۸ ساله با دو کیسه گونی بزرگ خارج می شود و می گوید فیلم برداری نکنید، و سپس با عجله دور می شود پیرزن معرفی می کند و می گوید این هم جای پسرم است خانواده ای ندارد و گاهی وقت ها به من سر می زند برایم آب سرد می آورد.
 

وی تکه نانی جلوی سگ ها می اندازد و می گوید: شوهرم سال ها قبل فوت شده فرزندانم هم وضعیت بدتری نسبت به من دارند و مجبور هستم با همین شرایط کنار بیایم.

وی در ادامه گفت: از همین سرایط هم راضی هستم اما نیاز دارم تا دستم گرفته شود و سرپناهی داشته باشم، می دانم که این روزها همه با مشکلات اقتصادی درگیر هستند و من تنها نیستم.

پیرزن در حالی که از بازگو کردن دردهای زندگی اش ناراحت شده به گوشه ای می رود و همانجا به فکر فرو می رود شاید راست می گوید او تنها کسی نیست که زندگی این چنینی دارد هستند افراد بسیاری که حتی گورخوابی را انتخاب کرده اند تا بتوانند زنده بمانند.


انتهای پیام/
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۱۳۸۲۹۵


ارسال